Latest News : Iranian Cheetah Possible Habitat Replacement      Deer Revival Plan Second Phase in Khouzistan     Russia Wants Exclusive Access to Caspian Sea Jene Data Base     Bicycling Route in Tehran Loner than Ever     What Is Going On in Naftshahr?    
کد خبر :1945   زمان مخابره: 17:31:0 - 5/12/1388
محمد قائد


ضرب‌گیر، لودهنده، بیگناهان
محمد قائد- در فیلمی کوتاه که درست سی سال پیش در کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان ساخته شد دبیر در کلاس درس هنگام رسم بخشهای داخلی گوش روی‌ تخته سیاه، صدای زدن زیر میز می‌شنود. پس از تکرار تق‌تق، به شاگردان دو ردیف آخر امر می‌کند یا ضرب‌گیر را معرفی کنند یا تا آخر هفته از حضور در کلاس محروم خواهند شد. متهمان سکوت می‌کنند و از کلاس اخراج می‌شوند.

در شکل اول ماجرا، پس از یکی دو روز ایستادن در راهرو، سرانجام یکی از اخراج‌شدگان به حرف می‌آید و مقصر را معرفی می‌کند.  در شکل دوم، همه تا پایان مدت تنبیه مقرر ساکت می‌مانند و بعد به اتفاق کلاس بر می‌گردند.

سازندۀ فیلم  قضیۀ شکل اول شکل دوم، عباس کیارستمی، صحنه‌های گرفته‌شده را به چندین نفر (ظاهراً تک‌تک) نشان می‌دهد و از آنها نظر می‌خواهد.  اظهارنظرکننده‌ها از رده‌های مختلفی‌اند: کارگر کارخانه، افسر نیروی دریایی، کارمند جزء، روحانی (مسلمان، ارمنی و کلیمی)، مقام اداری، حقوقدان، شاعر، نویسنده، رهبر حزب سیاسی.  چند تن از اینها پدران محصلهایی‌اند که از کلاس اخراج شده‌اند.  دو زن در مشاغل مربوط به کودکان و نوجوانان، و رئیس سازمان پرورش فکری، سرپرست رادیوـ ‌تلویزیون و وزرای‌ خارجه و آموزش و پرورش هم نظر می‌دهند.  خطوط نظرها را می‌توان حدس‌ زد: روش جابرانۀ دبیر صحیح نیست؛ دانش‌آموز را نباید برای اندکی بیقراری و بی‌انضباطی به مجازاتهای شدید محکوم کرد؛ علت شیطنت‌ باید بررسی‌ می‌شد و معلم فوراً حکم صادر نمی‌کرد؛ تنبیه دسته‌جمعی خطاست و اگر احتمال مجازات فرد بیگناه در میان باشد، پس بهتر است عمل خطاکار بی‌ مجازات بماند.

از سوی دیگر: بیگناه حق دارد مقصر را معرفی کند زیرا حق اوست از خود در برابر تنبیه ناحق دفاع کند؛ بیگناه حق ندارد مقصر را معرفی کند زیرا این کار در حکم لودادن و پشت‌کردن به جمع است؛ بچه‌ها باید بین خودشان به شور می‌پرداختند و مقصر را تشویق می‌کردند داوطلبانه اعتراف کند؛ لودهنده از جمع همسالان طرد می‌شود و پاداشی گذرا در حد برگشتن سر کلاس برچسبی چنان سنگین و شاید همیشگی را جبران نمی‌کند؛ لودهنده در واقع به اصلی والاتر از محبوبیت شخصی یعنی کلاس درس و حقوق سایرین، چه حق کلاس به آرامش و چه حق بیگناهان به مصونیت از مجازات، احترام گذاشته است؛ عمل او خطاست و همبستگی مهمتر از همه چیز است؛ همبستگی در عمل ِ خطا خطاست و همدلی با مجرم در حکم همدستی با اوست؛ حکومتها کوشیده‌اند افراد را به لودادن ِ همدیگر تشویق کنند و هر نوع لودادنی همراهی با قدرت است.

 

اظهارنظرهایی فقط یک استدلال را دنبال می‌کنند بر این پایه که با عمل خطا باید قاطعانه برخورد کرد؛ برخی ترکیب دو یا چند جنبه است.  یکی دو تن نظر می‌دهند در سکوت یا افشا باید سود و زیان را از نظر انسجام جمع سنجید؛ از یک نفر می‌شنویم که جواب مشخص مشکل است.  در اظهارنظر دیگران کلمات مقاومت، کار گروهی، سیستم، خبرچینی، محیط مقصر، ازجمع‌بریده، خیانت، وفاداری، کله‌شقی و مفتشی به گوش می‌رسد.  یک نفر حتی تجویز می‌کند رواست بچه‌ها سر لودهندۀ منزوی بریزند و او را بزنند.

آنچه در کلام بیشتر مصاحبه‌شوندگان می توان دید حال و هوای آن روزگار است: همبستگی‌ برای ایستادگی در برابر آمرانگی.  معلم کلاس نمایندۀ آمرانگی است و هر نوع مقاومت جمع در برابر او مثبت تلقی می‌شود.  یکی از نظردهندگان که شاید مشهورترین حاکم شرع در تاریخ اسلام باشد تفتیش عقاید و شهادت علیه دیگران را نکوهش می‌کند و حرف از مخالفت با انگیزیسیون می‌زند ــــ گرچه فیلم بحث عقیده مطرح نمی‌کند و به واکنش و کردار فرد در موقعیتی دشوار می‌پردازد.  دو سال بعد وقتی‌ مقرر شد ضرورت تجسس بالاتر از تمام اصول، و عقیده وقتی بتواند منجر به عمل خطا شود مقدمۀ جرم است،‌ او حرفی علنی‌ خلاف این نظر نزد. می‌توان پنداشت در همه جای جهان نظر افراد پیرامون تحمل تنبیه ناحق، یا دفاع فرد از خویش به قیمت احتمال طردشدن ‌به‌عنوان خبرچین از سوی‌ همگنان، حول نظرهایی ‌باشد که در این فیلم می‌شنویم.  اینکه در چنان موقعیتی هرکس چه خواهد کرد بحثی است بی‌انتها و با صد فیلم هم نمی‌توان به اتفاق نظری جامع و واحد رسید.  اما درست به همین دلیل باید اجازۂ درگرفتن چنین بحثی در جامعه داد.  به طور خاص، همین فیلم که در مؤسسه‌ای عمومی‌ تهیه شده دهه‌هاست خاک می‌خورد، در همان حال که وانمود می‌شود تمام اختلافها بر سر رابطۀ قانون، ‌مقررات، عادت و اخلاق تاکنون با بخشنامه حل شده یا حل‌شدنی‌ است.

یکی ‌از دفاعهای قاطع از حق دانش‌آموز بی‌تقصیر به معرفی فرد خاطی را رئیس رادیوـ‌‌تلویزیون مطرح می‌کند.  صراحت در آن روزها بدیهی‌ تلقی می‌شد، حتی از سوی رئیس تلویزیون و در فیلم روشنفکرانه.  اما عجیب است او که قدرت پخش فیلم را از تلویزیونش داشت ظاهراً از این کار‌ تن زد، شاید با این حساب که موضوع وقتی‌ زیادی باز شود، به‌اصطلاح این روزها، قابل جمع‌کردن نیست.  شاید هم فقط خیال می‌کرد قدرت چنان کاری دارد.

در مقابل، وزیر آموزش و پرورش تقصیر را جدا از لودادن می‌داند و طرفدار ایستادگی‌ در برابر اقتدار معلم است.  در شکل دوم داستان، یعنی مقاومت گروه، فیلم با صدای ضرب‌گرفتن دسته‌جمعی شاگردان روی میز ـــــ لابد به علامت پیروزی ـــــ پایان می‌یابد.

 

 


انتهای خبر // www.iren.ir // ایرن

:: دانلود فایل ضمیمه ()


اخبار مرتبط

نظرات ارسال شده

نظر شما در باره این خبر
نام ونام خانوادگي: 

پست الکترونيک:

نظر شما:  



امتیاز شما به این خبر


کليه حقوق اين سايت متعلق به خبرگزاري محيط زيست ايران مي باشدواستفاده از مطالب باذکر منبع بلامانع است.
هایپر مدیا مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش اطلاع رسانی